مثلا انروز : راه رفتن روی برگای زرد ....
دلم خیلی چیزا میخاد .....
برچسب:
نویسنده: باربد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: باربد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: باربد قنبریپور
وقتی آخرین آپمو اینجا میخونم
یادم میاد زمان خیلی سریعتر ازاونی ک فکرشو میکردم داره میگذره....
عمرمون داره میره و ما هنوز اول راهیم .....
نمیدونم دفعه دیگه ای ک بیام اینجا و این آپو بخونم چقدر گذشته....
برچسب:
نویسنده: باربد قنبریپور
حس میکنم الان حالم خوبه و باری روی شونم نیست و همچیز دست خودمه
آرومم ، و این آروم بودن ُ دوستدارم
فقط دروغ چرا یکم نگران ِ کتابهای نخونده ی کنکورم که باید عزمم ُ جزمکنم.
آرومم ، ازون آرومایی ک خیلی از فاجعه هارو رد کرده ...
برچسب:
نویسنده: باربد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: باربد قنبریپور
اینجور بیداریا خوبه ، کاش شبایی ک قراره بیدار بمونیم واقعا بیدار باشیم
فکر کنیم ب اعمالمون ، اعمال اطرافیانمون ، فکر کنیم تامل کنیم اندیشه کنیم
و رفتارمون رو ب سمت درست هدایت کنیم....
چقد خوبه کارایی ک روزا میکنیم شب بهشون فکر کنیم لیست کنیم ، ببینیم کدومش رفتار سالم بود کدومش ناسالم و چیکار میشه کرد .... توی مملکتی ک هیچیش سالم نیست ....
برچسب:
نویسنده: باربد قنبریپور